خرید بک لینک
لازم نیست بخونید. حرفام چرته. وقتتونو تو وب من هدر ندید.

من منچستری بودم

اسطوره دروازه بانیم فابین بارتز بود.

کلاس اول و دوم دبستان که بودم ازین توپای استخر توپ رو میزدم به دیوار اتاق سمت راستی و شیرجه میزدم و میگرفتمش و گزارش میکردم. من فابین بارتز بودم. کچل شماره 16

ب خاطر ریو فردیناند و دیوید بکهام منچستری بودم. و شاید چون اون سالها همیشه منچستر بهترین بود.

داداشم طرفدار آرسنال بود. آرسنال و تیری آنری. کاپیتان آنری. کاپیتان آنری ای که بارها بدون اینکه داور سوت بزنه ضربه آزاد رو زده بود و گل شده بود و داور چون نگفته بود که باید با سوت اون شروع کنه گل رو میپذیرفت. بارها این کاررو کرد.

رابرت پیرس. پاتریک ویرا. فردریک لیونگبرگ. سول کمپبل. ینس لمن. دیوید برگکمپ. اشلی کول. و و و ...

من از فوتبال دیدن دور بودم. فقط چارتا اسم شنیده بودم.

پلی استیشن خریدیم.

من رئال رو برمیداشتم و آث میلان. روبرتو کارلوس رو گوش راست. رونالدو گوش چپ و رائول وسط. میلان. ریوالدو راست. شوچنکو چپ و یکی ک یادم نمیاد وسط. مطمئنم اینزاگی رو همیشه میذاشتم بیرون. شاید روی کاستا بود. البته اون هافبک هجومی بود. یادم نمیاد. یادم اومد. توماسون بود. توماسون وسط بود.

و لیورپول رو برمیداشتم گاهی. مایکل اوون. خیلی خوب بود. و جان آرنا ریسه... با شوت 19

بگذریم...

تابستونا هرروز فوتبال بازی میکردیم. جای درختای کاج. و اون شیر آب ک معمولا آبش گرم بود. ولی خب آب بود و ما تشنه بودیم.

من ریو فردیناند بودم. سعید رونالدینیو و امیر رونالدینیوی قلابی :))) من دفاع بودم. ازم توپ رد نمیشد. نمیدونم چرا. کم کم ک گذشت راهشو یاد گرفتن. دریبلم میکردن. سعید گفت راهشو یاد گرفته و باید هی ب چپ و راست بازیم بده. :))

من از فوتبال دور شدم.

اواخر سوم راهنمایی بود. قدم بلند شده بود. پاهام بلند شده بود. وقتی فوتبال بازی میکردم احساس عجیبی داشتم. من هیچ وقت اینقدر قوی نبودم. شوتام محکم شده بود. سرعتم زیاد شده بود. خسته نمیشدم.

پیشرفت میکردم.

این داستان ادامه دارد اما وقتی حالش بیاد...

میدونم مزخرفه. برا وقت گذرونی و دل خودم و خاطره بازی مینویسم.

وقتتونو تو وب من هدر ندید.

برچسب: منچستر یونایتد,منچستر سیتی,منچستر, نویسنده: سجاد باقریان تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 5:54

صفحه بندی