من نمیدونم چرا باید از حرف زدن با فاطمه محروم باشم
اصلا چرا باید دلم برا حرف زدن باهاش تنگ بشه
من از این نیازم بدم میاد
وقتی ب این فکر میکنم ک هیچوقت قرار نیست براش جذاب ترین باشم
درسته ک با این تحملم دارم جذابیتم رو حفظ میکنم و ارتقا میدم
اما ب قیمت نابودی خودم...
هیچ دختری جای اونو نمیگیره
یاده قضیه داداش ندا افتادم
ب عشقش نرسید و الان شده ی آدم بدردنخور ک باعث اذیت بقیه س
فاطمه. نمیدونم این حسا تا کی ادامه داره... فقط امیدوارم یا بهت برسم و باهم خوب باشیم. یا تموم بشه و ادامه پیدا نکنه.
من تحمل این دلتنگیو ندارم. ادامه دادن سخته.
برا تو اما راحته. تو قوی هستی. خوش ب حالت.
برچسب: تنهایی و دلتنگی,تنهايي و دلتنگي,متن تنهایی و دلتنگی,
نویسنده: سجاد باقریان