خیلی خوشم اومد ازش
همین :|
دلم خواست این تو وبم ثبت شه. ؛)
از آدمایی که حواله ت میدن سره گذر خوشم میاد. خیلی.
یکیش آوین. یکیش آیسان. یکیش فاطمه. یکیش دم خر :*
ولی دوس داشتم چارتا فوش بدم آوینو دختره خیلی ضایم کرد. دوبار ازش آدرس خواستم نداد. بعد اون روز ک درباره ش پست گذاشته بودم اومد تلگرامم. فک کن چارتا یابوعلفی علاف باحوصله صب تا شب توی بروز شده ها باشن و راحت وبشو پیدا کنن بعد منی که از همه ی عالم برترم (خارخارخار هارهارهار) عادرس این بچه رو نداشته باشم و نخواهم داشته بود! فقد چرا. چون خیلی وخته بروزشده ها کم سر میزنم. عملا سر نمیزدم تا این چند شب تنهایی. اوهوم.
+ باز تلگرام پیام ندی استاد. این متنو نوشتم چون تو حالم بود. برا خوش خوشکان شوما ننوشتم.
+ وای لحن نصیحت گونه و خودداناپندارانه ش چقدر رو مخ بود :|
اینو بهت نگفته بودم. ولی خب الان حس بدی ندارم ک بگم. جالبه ها. خیلی وقت بود اشکالات کسی رو بهش نگفته بودم. ولی اشکال نی. حس خودمه ک شایدم درست نباشه.
ب اینا میگن تفت دادن. ک خب من راضیم. حالم بهتر شد. اوهون.
برچسب:
نویسنده: سجاد باقریان